ضمن عرض تسلیت شهادت  امام صادق (ع) به تمام دوستداران این امام والا

پاییز واژه زیبایی ست.و اول مهر زیبایی آن را دو چندان می کند.واژه ای که که در آن رسیدن عاشق به معشوق نهفته است.اول مهر مرا یاد نمره 20 می اندازد.یاد قدیم ،یاد لباس کیف و کفش نو،یاد شور و شعفی که برای خرید همراه پدرم بسوی بازا داشتم .یادش بخیر اون روز ها قلکی داشتم که طی سال تحصیلی گذشته به ازای هر نمره 20 ،پدرم 200 بهم میداد ومن داخل قلک می انداختم .اول مهر که می شد اونو می شکستم . برای خودم کیف و کفش می خریدم الان که فکر می کنم می گم شاید کار اشتباهی بود که بچه برای پول درس بخونه ،اما نه یادمه من به خاطر پول نبود بلکه به خاطر احترام و تشویق های بعد از اون بود درست همون چیزی که علم امروز اثبات کرده بیشتر بخاطر شاد کردن دل پدرم بود در کنار این فرهنگ پس انداز کردن و اتکا به نفس هم تمرین می شد.اول مهر که می شد برای اینکه قرآن و پیام بهداشتی رو  سر صف بخونم  چشمام برق خاصی داشت .پاییز و  اول مهر مرا یاد معلم اول ابتدایی می اندازد که هنوز لبخند لبانش مرا به وجد می آوردآقای بذرافشان رو می گم همچنین یاد آقایان کفاش ،قوی ،لطفیان ،نقوی معلمین سال دوم ،سوم چهارم. پنجم ابتدایی می اندازه .یاد تنها پس گردنی که در دوران تحصیلم از معلم سوم دبستانم خوردم که ااصلا انتظارشو نداشتم یادمه اون روز را تا آخر شب گریه کردم.یاد کادو هایی که که پدرم بخاطر شاگرد اولی بودنم بدون اینکه من بفهمم به مدرسه می اورد و سر صف از طرف مدرسه به من می دادندومن کلی ذوق می کردم که کادو از طرف مدرسه است. ،حالا می فهمم دیگران هم شاگرد اول بودند چرا فقط به من کادو می دادند.یاد این شعر که سر صف می خواندن.

خداوندا ،خداوندا ،خدایا/تویی پروردگار من      باز همه بچه های مدرسه می گفتند خدایا......    که شد آموزگار من .

پاییز مرا یاد این زمزمه می انداخت(پسرم دعوا نکنی )که همیشه مادرم می گفت که این منو خیلی آزار می داد و باعث میشد همیشه مظلوم باشم.یاد سوال های بیشماری که از داداشام می پرسیدم.هنوز به یاد دارم به خاطر همین امر همیشه از من گریزان بودند حتی یه لقب هم بهم داده بودند.پاییز واول مهر مرا یاد دوندگی های کوچه های تنهایی بچگیم می اندازه.یاد عقب ماندن دوستانم در املا و نگاه کردن از روی املای من و بزرگترم که شدم یاد خواندن پیام وزیر در 13 آبان می اندازد.راستی الان هم دوست دارم پیام وزیر را بخوانم !نمی دانم.چه کسی گفته بهار فصل نو شدن بلکه پاییز فصل نو شدن و شکفتن است.پاییز بهار علم است.فصل خش خش برگها ورقص،عشوه گری و عرض تبریک به دانش آموزان است .

اما اکنون پاییز واول مهر مرا یاد چه می اندازد.به راستی یاد چه می اندازد؟یاد معلمی که باید می بودم و نیستم یاد حق خوری، یاد اطلاعاتی که دارم ولی نمی دانم باید کجا از آن استفاده کنم یاد پیام وزیر که که بدستم نمی رسه و منتظر آنم .

یاد تشویق توصیفی .تنبیه،خاموشی ووو...وقتی معلمی را می بینم که دانش آموز را تنبیه و یا تحقیر می کند وقتی این مناظر را می دیدم می گفتم بذار اول مهر شود.ولی افسوس که مهر آمد وهنوز اندرخم تامین اعتبار...

دانش آموز به کدامین گناه باید تنبیه ویا تحقیر شوندنه این است که تربیت اولی تر است از تعلیم. در کارورزی تربیت معلم طاقت دیدن تحقیر حتی یک دانش آموز را نداشتم تاب دیدن تحقیر این فرشتگان زمینی با دلهای صاف و بدون گناه را نداشتم اگر او تحقیر می شد مثل اینکه من تحقیر می شدم.این معلمان با خود چه فکر می کنند.

اصلا چه کسی گفته معلم به دانش آموز چیز یاد می دهدفرشتگانی که کمال همنشینی با آنها در معلم تاثیر می گذاردو صافی این پاک ضمیران در معلم رسوخ  پیدا می کند.آیا معلم یاد دهنده است یا دانش آموز؟

می خواهم به کلاس بروم و دانش آموزان با صلوات و احترام فضای کلاس را معطر کنند.می خواهم به کلاس بروم و فرزندانم را لبریز از محبت کنم بطوری که به هیچ منبعی محبتی وابسته نباشند وفقدان آن را احساس نکنند.شاید که خود آنها نیز محبت را درک کنند و منابع محبت _عشق و برادری را تشکیل دهند.محیط امنی فراهم کنم تا همه در سایه آن بدون دغدغه فرا بگیرند.دیروز اول مهر بود حس بدی داشتم ،همان حس اول ابتدایی که  می خواستم به مدرسه بروم.تمام خاطرات و یادهای گذشته و حال تداعی شد.

جایگاه پایدار گذشته و جایگاه متزلزل اکنون خیلی سخت است درست بر چیزی که استحقاق آن را داری از تو دریغ کنند.همه می گویند با وجود اینکه خودم این واژه را به دیگران زیاد گفتم ولی امیدم شاید گم شده ولی کور سوی روشنایی ته دلم پیداست.دو روز در هفته درکلاسهای تربیت معلم و باقی هفته بیکار  من از بی تحرکی بیزارم افسوس این را می خورم که سوادی که بکار گرفته  نشود نم خواهد کشید.

خدایا ضعیفم کمک کن ،درست است که این عشق شریف (معلمی)برایم زیاد است ولی عاشق هیچ وقت از معشوق دست بر نمی دارد.

خدایا ذوب شدنم رو می بینی و کاری برایم نمی کنم اگر چه چیز هایی که تو می دانی من نمی دانم وبه به مصلحت من بیشتر واقفی

تامین کننده اعتبار نهایی تویی تو غنی و بی همتایی و باقی فقیرند...

خدایا عاشق را به معشوق برسان.ومرا به خاطر گناهان مواخذه مکن چرا که دلی صاف دارم و عشقی بی ریا.