معلم اثربخش

معلم اثربخش

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت‌هاى اوليه، مطابق معمول به دانش‌آموزان گفت که همه آن‌ها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آن‌ها قائل نيست. البته او دروغ می‌گفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانش‌آموز همين کلاس بود. هميشه لباس‌هاى کثيف به تن داشت، با بچه‌هاى ديگر نمي‌جوشيد و به درسش هم نمي‌رسيد. او واقعاً دانش‌آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.

امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مي‌يافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سال‌هاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پي‌ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده‌اش نوشته بود: «تدى دانش‌آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام مي‌دهد و رفتار خوبى دارد. رضايت کامل».

معلّم کلاس دوم او در پرونده‌اش نوشته بود: «تدى دانش‌آموز فوق‌العاده‌اى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمان‌ناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.»

معلّم کلاس سوم او در پرونده‌اش نوشته بود: «مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس‌خواندن مي‌کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه‌اى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.»

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده‌اش نوشته بود: «تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه‌اى به مدرسه نشان نمي‌دهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش مي‌برد.»

خانم تامپسون با مطالعه پرونده‌هاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش‌آموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچه‌ها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته‌بندى شده بود. خانم تامپسون هديه‌ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچه‌هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه‌ها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را مي‌داديد.»

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچه‌ها پرداخت و البته توجه ويژه‌اى نيز به تدى مي‌کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق مي‌کرد او هم سريعتر پاسخ مي‌داد. به سرعت او يکى از با هوش‌ترين بچه‌هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانش‌آموز محبوبش شده بود.

يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشته‌ام.

شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته‌ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ‌التحصيل مي‌شود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.

چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامه‌اى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم ‌گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پايان‌نامه کمى طولاني‌تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و مي‌خواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته مي‌شود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگين‌ها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: «خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که مي‌توانم تغيير کنم از شما متشکرم.»

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدى، تو اشتباه مي‌کنى. اين تو بودى که به من آموختى که مي‌توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.»

بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است.

همين امروز گرمابخش قلب يکنفر شويد ... وجود فرشته‌ها را باور داشته باشيد، و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

 

نقش خلاقیت و نوآوری در پیشرفت دانش آموزان‌


مفهوم خلاقیت‌ خلاقیت و نوآوری محرک اصلی تمدن‌هاست. تلفن، اتومبیل، هواپیما، رادیو،‌ تلویزیون، رایانه، الکترونیک، قدرت اتمی و مسافرت‌های فضایی و خلق ادبیات و انواع هنرها و ... نقاط عطفی از اختراعات و اکتشافات و نمودی ارزشمند از تفکر و ذهن خلاق بشر است. بنابراین، برای پیشرفت در صنعت، اقتصاد، سیاست و همه علوم، نیازمند تفکری خلاق و نوآور هستیم؛ خلاقیتی که در ضمیر همه ما نهفته و در نحوه زندگی ما تأثیر دارد. تحولات سریع عصر کنونی ما، نیازمند حل مسائل و مشکلات به گونه‌ای خلاق است. هرچند علم، توسعه و پیشرفت نیاز اولیه بشر امروزی است، ولی باید دانست که علم به خودی خود، ضامن حل بسیاری از مسائل و مشکلات آینده‌ای که ما با آن‌ها مواجه خواهیم شد نیست، تنها نیروی فوق‌العاده و قدرتمند خلاقیت است که می‌تواند مسائل و مشکلات را به طرز خارق‌العاده‌ای از سر راه بشر بردارد. روان‌شناسان در تعریف خلاقیت متفق‌القول نیستند و به خلاقیت از زوایای گوناگونی می‌نگرند؛ در گذشته محور بحث روان‌شناسان از خلاقیت بود. امروزه نیز اگرچه بسیاری از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند می‌نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنی بر ویژگی است.‌ شاید به جرات بتوان گفت که جامع‌ترین تعریف خلاقیت توسط دانشمند آمریکایی عرضه شده است. او خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت‌های جدید برای مسائل) در مقابل تفکر همگرا(دست یافتن به پاسخ) مترادف دانسته است. افرادی که تفکر واگرا دارند در فکر و عمل خود با دیگران متفاوتند و از عرف و عادت دور شده روش‌های خلاق و جدید را به کار می‌برند. برعکس کسانی که از این خصوصیت برخوردار نیستند، تفکر همگرا دارند و در فکر و عمل خود از عرف و عادت پیروی می‌کنند. پس تفکر واگرا یعنی دور شدن از یک نقطه مشترک که همان رسم و سنت و عرف اجتماع است و تفکر همگرا یعنی نزدیک شدن به آن نقطه.‌ امروزه ثابت شده است که برخلاف باور بسیاری که ابداع و خلاقیت را خصوصیت ذاتی بعضی افراد می‌دانند، این استعداد در نوع بشر به اندازه حافظه عمومیت دارد و می‌توان آن را با کاربرد اصول و فنون معین و ایجاد طرز تفکرهای جدید و ایجاد محیطی مناسب پرورش داد.‌ در چند دهه اخیر پژوهش‌های بسیاری در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش‌های انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم می‌توان آموزش و هم پرورش داد. روشن است که هر کسی ممکن است در زمینه‌ای خاص خلاقیت داشته باشد. از هر کسی در هر زمینه نمی‌توان انتظار خلاقیت و ابتکار داشت. باید این بسترها و علایق و زمینه‌ها را شناسایی کرده و زمینه رشد آن‌ها را فراهم نمود.‌ معلم و شیوه‌های پرورش تفکر اخلاق‌ تعلیم و تربیت به یک معنا عبارت است از رشد قوّه قضاوت صحیح در افراد. تقلید از دیگران یا پیروی از تمایلات و عادات، سبب رکود فکری و عجز فرد در برابر مسائل و مشکلات می شود. امروزه جامعه نیازمند افرادی است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار می‌دهند و مشکلات را به گونه ابتکاری از سر راه خود برمی‌دارند. ا

ادامه نوشته

اوقات فراغت

گذران اوقات فراغت، پیشنهادها و راه‌كارها

 

1. به دلیل آن كه ورزش در اولویت فعالیت‌هاى مورد علاقه نوجوانان و جوانان براى پر نمودن اوقات فراغت قرار دارد، از این‌رو، باید ایجاد و توسعه مراكز مختلف ورزشى از قبیل باشگاه‌ها، میادین و سالن‌هاى ورزشى از طریق مبادى ذى‌ربط ورزشى صورت پذیرد و براى جذب هرچه بیش تر قشر جوان به ورزش، مسابقات و اردوهاى مختلف ورزشى را راه‌اندازى و امكان رقابت‌هاى سازنده بین آن ها را فراهم نمود و در این زمینه راه‌اندازى تمامى رشته‌هاى ورزش در همه شهرستان‌ها و برگزارى مسابقات مختلف بین آن ها ضرورى است.
گذران اوقات فراغت، پیشنهادها و راه‌كارها

۲. عده كثیرى از نوجوانان و جوانان به دلیل مشكلات اقتصادى نمى‌توانند از امكانات محدودى كه در جهت گذران اوقات فراغت آنان تدارك دیده مى‌شود، استفاده نمایند. از این‌رو، شایسته است از طریق مراجع ذى‌صلاح مساعدت‌هاى مناسبى به این منظور پیش‌بینى گردد.

 3. همان‌گونه كه اشاره گردید، سكوت حاكم بر كتابخانه‌ها و كتاب‌هاى موجود در آن ها مى‌تواند نوجوانان و جوانان را به سمت خود كشانده و از بهترین زمینه‌هاى پر نمودن بهینه اوقات فراغت نوجوانان و جوانان محسوب گردند. در این زمینه، پیشنهاد مى‌گردد اولا، سالن‌هاى مطالعه كتاب‌ها گسترش یابد؛ ثانیآ، كتاب‌هاى تخصصى تمامى رشته‌هاى علمى جدیدالانتشار تهیه و در صورت نیاز به نوجوانان و جوانان تحویل داده شود.

 4. از آن‌رو كه مشاهده كتاب‌هاى گوناگون و بخصوص كتاب‌هاى جدیدالانتشار، نوجوانان و جوانان را به خرید و مطالعه آن ها ترغیب مى‌نماید، شایسته است كه نمایشگاه‌هاى كتاب در تمامى فصول سال و در همه شهرستان‌ها برپا گردد.

5. با عنایت به نقش كانون‌هاى فرهنگى و تربیتى در پر نمودن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان، بر مسئولان مربوطه است كه در جهت گسترش فضاى فرهنگى كانون‌هاى فرهنگى و تربیتى اقدام لازم را معمول و با استفاده از مربیان متعهد و دلسوز به گسترش برنامه‌هاى مذهبى، ورزشى، هنرى، آموزشى و اردوهاى مختلف بپردازند.
 
گذران اوقات فراغت، پیشنهادها و راه‌كارها

6. با توجه به كمبود فضاهاى گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در سطح كشور، بهتر است علاوه بر فعالیت كانون‌هاى فرهنگى و تربیتى، مدارس و دانشگاه‌ها نیز پیش از شروع تعطیلات تابستانى طرح و برنامه منطقى و عملى براى گذران این اوقات ارائه دهند و به همین منظور مدارس و دانشگاه‌ها براى پر كردن اوقات آزاد دانش‌آموزان و دانشجویان در تابستان دایر باشند تا نوجوانان و جوانان از امكاناتى نظیر زمین ورزش، كتابخانه، كارگاه و آزمایشگاه بهره‌مند شوند.

 7. هنر و فعالیت‌هاى مربوط به آن نیز از لحاظ گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان باید مورد توجه قرار گیرد و از آن‌رو كه گسترش هنرهایى مانند قالى‌بافى، خطاطى، نقاشى و مانند آن علاوه بر پر نمودن بهینه اوقات فراغت قشر جوان، از نظر مادى هم براى آنان و جامعه داراى ارزش اقتصادى است، بر مسئولان امر است كه براى انجام چنین فعالیت‌هایى مراكزى را دایر و به آموزش نوجوانان و جوانان بپردازند و به منظور ترغیب هرچه بیشتر قشر جوان به این هنرها هر از چندگاه مسابقاتى برگزار نمایند.

 8. با عنایت به این كه پایگاه‌هاى مقاومت بسیج یكى از مطمئن‌ترین مكان‌ها براى گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان مى‌باشند و هم چنین با نگرش به موقعیت و وضعیت نظام اسلامى‌مان از لحاظ سیاسى، فرهنگى، نظامى و... لازم است كه مسئولان مربوطه به برنامه‌هاى پایگاه مقاومت بسیج عنایت بیشترى مبذول داشته و با گسترش فعالیت‌هاى بسیج دانش‌آموزى و دانشجویى، كلاس‌هاى قرآن، احكام و سایر فعالیت‌هاى فرهنگى و ورزشى را بیش از قبل تقویت نمایند.

 9. فهرستى از سازمان‌ها و ارگان‌هایى كه در زمینه پر نمودن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در فصل تابستان توانایى كمك به دانش‌آموزان و دانشجویان را دارند تهیه گردد و همراه با برنامه‌ها و نشانى سازمان‌ها در اختیار دانش‌آموزان و دانشجویان و شهرستان‌ها قرار گیرد.

 1۰. تشكیل اردوهاى كار در زمینه‌هاى تولیدى اعم از صنعتى، كشاورزى و خدماتى، به گونه‌اى كه مقررى مشخصى نیز براى نوجوانان و جوانان در نظر گرفته شود كه این امر نه تنها در پر نمودن بهینه اوقات فراغت آنان مۆثر خواهد بود و باعث رشد اجتماعى آنان مى‌شود، بلكه دانش‌آموزان و دانشجویانى كه از طبقه متوسط به پایین مى‌باشند مى‌توانند ضمن كار در تابستان هزینه تحصیلى خود را نیز تأمین نمایند.

 

گذران اوقات فراغت، پیشنهادها و راه‌كارها

11. با توجه به اهمیتى كه پر نمودن اوقات فراغت در سرنوشت نوجوانان و جوانان دارد، باید خود نوجوانان و جوانان از اهمیت این امر و نحوه گذران آن آگاهى داشته باشند و در این زمینه، متولیان آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، صدا و سیما و مطبوعات در خصوص اهمیت و نحوه گذران بهینه آن به قشر جوان آموزش‌هاى لازم را ارائه و به آنان تفهیم نمایند كه مبادا اوقات فراغت را بیهوده بگذرانند و مقصود از گذران اوقات فراغت فقط تفریح نیست و وقتى كه یك فرد فراغت زیادى داشت، دست‌كم باید قسمتى از آن را نیز براى یادگیرى به كار ببرد؛ یادگیرى مواردى كه در شكوفایى خلّاقیتش مۆثر باشد. آنان باید بیاموزند كه زندگى خود را با تفریحات وقت‌گیر و بى‌ثمر و فسادانگیز تباه نسازند.

 12. از آن‌رو كه در زمینه پر نمودن اوقات فراغت سازمان‌هاى مختلف دخیلند، باید بین سازمان‌هاى مختلف در امر تدارك برنامه‌ریزى براى پر نمودن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان در مناطق مختلف هماهنگى به عمل آید و تحقق یا عدم تحقق برنامه‌ها مورد ارزیابى قرار گیرد و در جهت اصلاح برنامه‌ها اقدامات مناسب صورت پذیرد.

 13. از آن‌رو كه پارك‌هاى شهرى نیز از اماكن مناسب براى پر نمودن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان به شمار مى‌روند، باید این مكان‌ها از زمینه‌هاى گرایش به انحرافات پاكسازى شوند و بدین منظور، حضور نیروهاى متعهد آشنا به علوم رفتارى و آگاه به مسائل نوجوانان و جوانان براى اجراى فریضه امر به معروف و نهى از منكر ضرورى است.

 14. با توجه به این كه روزنامه‌ها و مجلات بیشترین اطلاعات، اخبار و حوادث گوناگون روز و جهان را گزارش مى‌دهند، از این‌رو، اگر با محتواى مناسب چاپ و به موقع و با قیمت مناسب‌ترى توزیع گردند مى‌توانند از بهترین زمینه‌هاى گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان باشند.

 15. از آن‌رو كه یكى از برنامه‌هاى گذران اوقات فراغت قشر جوان استفاده از صدا و سیماست، باید مسئولان مربوطه ضمن توسعه كمّى و كیفى شبكه‌هاى رادیویى و تلویزیونى به منظور جلب نظر نوجوانان و جوانان برنامه‌هایى را تهیه و پخش نمایند كه با ویژگى‌هاى سنى دوره نوجوانى و جوانى هماهنگى بیشترى داشته باشد.

 16. به منظور استقبال هرچه بیش تر نوجوانان و جوانان از برنامه‌هایى كه توسط مسئولان براى پر نمودن اوقات فراغت آنان طراحى مى‌گردد، باید از نظرات جوانان هر شهرستان استفاده گردد.

 نتیجه‌گیرى

با توجه به جوان بودن جامعه كنونى ما و رشد روزافزون انواع انحرافات به خصوص در بین دانش‌آموزان، لازم است كه به مسئله مهم اوقات فراغت توجه ویژه‌اى نمود تا بتوان با پر نمودن اوقات فراغت در جهت مطلوب و رشد ارزش‌هاى اجتماعى و اسلامى، از انحرافاتى كه نسل جوان را تهدید مى‌كند به نحو مطلوبى جلوگیرى به عمل آورد.

از این‌رو، با توجه به برنامه‌هاى ورزشى، تفریحى، علمى، اجتماعى و انواع برنامه‌هاى فوق برنامه كه در مقاله حاضر به آن اشاره شد، مى‌توان نقش مۆثرى در این زمینه ایفا نمود كه اهمّ آن ها عبارتند از :

گذران اوقات فراغت، پیشنهادها و راه‌كارها

1. توجه دولت و مسئولان و متولیان تعلیم و تربیت به ورزش نوجوانان و جوانان براى پر نمودن اوقات فراغت متناسب با ویژگى‌هاى جسمى و روانى آنان؛
 
2. اهمیت و ارزش بیشتر دادن به فعالیت‌هاى هنرى متناسب با استعدادهاى نوجوانان و جوانان؛
 
3. تقویت پایگاه‌هاى مقاومت بسیج براى پر نمودن اوقات فراغت و هدایت نوجوانان و جوانان به سمت ارزش‌هاى اسلامى؛
 
4. رشد كمّى و كیفى كتب، مجلات و... در زمینه مطالب علمى متناسب با خصوصیات روانى نوجوانان و جوانان به منظور پر نمودن اوقات فراغت آنان به مطالعه و كسب ارزش‌هاى اجتماعى؛

تشویق کودک به مطالعه

باید کاری کنید تا مطالعه از نظر کودک تجربه ای موفق و لذت بخش باشد.

 سعی کنید هر روز یالااقل هفته ای چند بار برای کودکتان کتاب بخوانید و خود را به این کار عادت دهید.

کتابهایی انتخاب کنید که با سطح علایق کودکتان تناسب داشته و ظاهر زیبا و تصاویر جذابی داشته باشند.

 اولین کتابهای کودک باید کوتاه و فقط دارای چند صفحه باشند. همچنین باید حاوی تصاویربزرگی با جزئیات اندک باشد.کتابهایی انتخاب کنید که واژگان آنها برای کودک قابل فهم باشد.

اگر درجوی آرام و راحت برای کودکتان کتاب بخوانید، او لذت بیشتری خواهد برد.

کودکتان را تشویق کنید به چیزهایی که در تصاویر هستند توجه کند و اتفاقات بعدی را حدس بزند وبا انجام اینکارها او را تشویق کنید.

اگر کودکتان درخواست کرد، کتاب را مجددا برایش بخوانید. بهترین راه برای سنجش علاقه کودکتانبه یک موضوع اینست که ببینید او چقدر راجع به آن صحبت می کند و چند بار خود به خود سراغ آن کتاب می رود.

هر زمان کودک شما نشان داد برای مطالعه آمادگی دارد، کتابهای آشنای مورد علاقه او را که قابل"خواندن" هستند، هر چند کودک شما لغات آن را حفظ کرده باشد، برایش بیاورید. در سنین بالاترکودک شما این لغات آشنا را در سایر کتابها می بیند و می تواند آنها را واقعا بخواند.

کتابهای جدیدی برای کودک خود تهیه کنید که داستان را با تکرار زیاد بیان می کنند و هر یک از لغاتچندین بار در آنها به چشم می خورد.

حتی زمانی که خود کودک توانایی کتاب خواندن را پیدا کرد، از کتاب خواندن برای او دست برندارید. بااین کار، کودک شما هنوز از اینکه کی تواند از مصاحبت نزدیک با شما برخوردار باشد، لذت می برد.

به کودکتان یاد بدهید از کتابها مواظبت کند، آنها را تمیز و مرتب نگه دارد، و داخل آنها خط نکشد.

کتابها را در اتاق کودکتان روی قفسه های کوتاه بچینید، اینکار او را تشویق می کند که کتابها را مرورکند و از نظر بگذراند. ترتیبی اتخاذ کنید که همیشه کتابهای متنوعی دم دست وجود داشته باشد.

از کتاب: " همه کودکان تیزهوشند اگر... "

تالیف: دکتر میریام استاپرد

ترجمه: دکتر سهراب سوری

هوشمند سازی

مدارس هوشمند:
مدرسه هوشمند، به مدرسه ای گفته می شود که در زمینه آموزش، ارتباط با دانش آموزان و اولیا، ارتباط با سایر مدارس، ارائه گزارشات از عملکرد و سایر فعالیت های خود از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بهره ببرد.
استفاده از ICT در مدارس، اولین بار در سال 1998 صورت گرفت. مالزی نخستين كشوري بود كه مدارس هوشمند را در نظام آموزش و پرورش به کار گرفت و با ارائه الگوي مناسب توانست تجربه خود را به ساير كشورها منتقل كند. امروزه سایر کشور ها نیز اقدام به استفاده از این تکنولوژی نموده اند و کشورهای فرانسه، ایلات متحده و چین نیز در این زمینه پیشتازند.

بحث در زمینه ی ICT ارتباطات و یادگیری ، تغییرات چشمگیر و قابل ملاحظه ای را که در نقش معلم ایجاد شده است ، برجسته می کند . پاره ای از این تغییرات عبارتند از :

_ تغییر نوع ارتباط با دانش آموز

_ تغییر نقش معلم به عنوان یک تسهیل کننده ، مدیر و پشتیبان یادگیری

_ تغییر محتوا و فرصت های آموزشی

_ تغییر کانون و تمرکز کنترل از معلم به فراگیر.

این تغییرات ، چشمگیرند و قابل توجه هستند ...

 

ادامه نوشته

مشق سنگين شب

 

در بین ۵۰ كشور جهان، معلمان سه كشور ایران، تایلند و یونان بیشترین تكالیف خانگی را به دانش آموزان می دهند. در مقابل، دانش آموزان سه كشور ژاپن، چك و دانمارك كمترین میزان تكلیف خانگی را دارند. این یافته ها برآمده از یك پژوهش در دانشگاه پنسیلوانیاست. عنوان تكلیف خانگی دانش آموزان پدیده جدیدی نیست. مسئله ای است كه از دیرباز برای دانش آموزان، معلمان و اولیا در بسیاری از كشورهای جهان مطرح بوده است.
چگونگی تكلیف شب در ایران، از جمله مسائل آموزشی است كه به علت درگیری والدین، دانش آموزان و معلمان، دارای اهمیت و حساسیت ویژه ای است. به طوری كه عدم انجام تكالیف دانش آموزان مشكلات عمده ای برای آموزگاران دوره ابتدایی فراهم ساخته. براساس نظریات كارشناسان، تكالیفی كه معمولاً برای دانش آموزان تعیین می شود، اغلب دارای ساختار حل تمرین و رونویسی و حفظ كردن است كه هر دانش آموز با انگیزه متفاوت به انجام آن می پردازد. برخی صرفاً برای این كه مورد تحسین دیگران بویژه والدین خود قرار گیرند، می كوشند تا هر كار طاقت فرسایی را تا حد امكان به خوبی انجام داده و خود را كوشا و مسئولیت پذیر نشان دهند. گروهی هیچ انگیزه ای برای انجام تكالیف ندارند و معمولاً از این كار شانه خالی می كنند و یا در اثر فشار والدین و مدرسه به طور ناقص و سرسری تكالیف خود را انجام می دهند. عده ای از دانش آموزان با دقت و علاقه بسیار، انجام تكلیف خود را شروع می كنند ولی با دلزدگی ناشی از عوامل مختلف، در به پایان رساندن آن به هر بهانه ای سرباز می زنند و برخی نیز با اعطای جایزه و سایر امتیازات، تن به این كار می سپارند. بهترین مورد برای داوری در مورد حجم زیاد تكالیف، خود دانش آموزان هستند. شرایطی كه دانش آموزان در آن شرایط به انجام تكلیف می پردازند، نگرش آنان در مورد تكلیف شب، تأثیر تكلیف شب بر پیشرفت تحصیلی آنان از نگاه خودشان و مقایسه نظریات دانش آموز دختر و پسر؛ اهداف پژوهشی بودند كه در مورد نگرش و انگیزه های دانش آموزان در مورد تكالیف شب انجام شد.

 به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

تیز هوشی فقط ضریب هوشی بالا نیست

با جدا كردن تيزهوشان از جامعه و آموزش در منزل، آنان را منزوي نكنيم
تيزهوشي فقط ضريب هوشي بالا نيست
جام جم آنلاين: «بهمن يك تيزهوش است. وقتي عكس او در 11 سالگي كنار پدر و مادرش روي جلد بسياري از ماهنامه‌ها و مجلات هفتگي قرار گرفت، خيلي از پدرها و مادرها آرزو كردند كه فرزند آنها هم مانند بهمن باشد. بهمني كه از 4 سالگي در خانه زير نظر پدر و مادرش با كتاب‌هاي دبستان آشنا شد. بهمني كه تا 15 سالگي ليسانس گرفت و حالا در 19 سالگي وارد دوره دكتراي مهندسي برق شده است.»

آرزوي بسياري از والدين است كه فرزندي تيزهوش داشته باشند، هرچند كه بسياري از والدين با قبولي فرزندشان در آزمون هوش يك مدرسه يا گرفتن اولين نمره20 او را تيزهوش مي‌نامند اما تيزهوشي در حد استثنايي بودن و در بزرگسالي به نخبه تبديل شدن، ويژگي است كه شايد تنها يك درصد از مردم يك جامعه به آن دسترسي داشته باشند.

ادامه نوشته

آفت های  نمره 20 را جدی بگیرید !

 

نمره نباید به هدف تبدیل شود

یکی از آفت هایی که نظام آموزشی و خانواده ها را در رابطه با دانش آموزان تهدید می کند ، "هدف" شدن نمره و " نمره گرایی " است و بارها توسط کارشناسان تعلیم و تربیت این خطر گوشزد شده است و متاسفانه "حفظ گرایی" اگر بر "یادگیری پژوهش محور" ارجحیت داشته باشد ، چوب کاری آسیبهای روحی و روانی را دانش آموزان خواهند خورد . در برخی مدارس توسط اولیای آموزشی و خانواده ها به حدی بر نمره 20 تاکید می شود که تمام نکات مثبت فعالیتهای دانش آموز و پیشرفتهای وی نادیده گرفته شده و آنان را به افرادی دارای عدم اعتماد به نفس ، تو سری خور، خسته و رنجور ، نا امید و شکست خورده تبدیل کرده است . معلمان موفق و دلسوز خوب می دانند که کلاس و مدرسه و نظام آموزشی فقط و فقط برای نمره گذاری تاسیس نشده است و حتی یک فعالیت دانش آموز برای پیشرفت ، آنقدر مهم است که از دید معلمان کارا و موثر پنهان نمانده و با دست گذاشتن روی آن نقطه قوت ، مایه پیشرفتهای بعدی دانش آموز شده و اگر بدان فعالیت به عنوان یک کار بی ارزش که 20 به همراه نداشته ، نگریسته می شد چه بسا سرنوشت دانش آموز به سمت فنا پیش می رفت . یکی از آثار سوء 20 گرایی ، تضعیف قدرت ابراز وجود و اعتماد به نفس دانش آموز و سرزنش مکرر وی می باشد که جادارد سریعا" برنامه ریزان آموزشی و مدیران واحدهای آموزشی برای این معظل بسیار بزرگ و به ظاهر ساده ، تدبیری بیاندیشند . خلاصه مطالب چند خط پیش را با متن زیر کامل کرده و زبان حال یک دانش آموز فرضی که از حمایت بیش از حد خانواده برخوردار است و از طرفی همیشه مورد سرزنش و بازخواست برای نمره قرار می گیرد و از فشار و استرس نمره از سوی معلم و مدرسه و خانواده خسته شده است ، را این گونه بیان می کنیم :

 

ادامه نوشته

خدای کودکان

                                              خدای کودکان                       
 
                                      خدای کودکان 
 
خدا کیست؟ بیش تر والدین این سؤال را از فرزندان خود شنیده اند و این نگرانی را داشته اند که چگونه باید با مسائل مذهبی کودکان خود برخورد کنند. پس باید پاسخی به کودک داد که با نیازهای کنونی او ارتباط داشته باشد. برای این کار باید به دو نکته توجه کرد:

1- سطح بلوغ کودک در چه حدی است و او چه لغاتی را درک می کند؟ بهتر است از لغاتی مثل قدرتمند، همیشه، همه جا، بزرگ، قوی و خوب استفاده کرد. هم چنین می توانیم به کودک بگوییم قوی ترین کسی که می شناسی کیست؟ خدا از او هم قوی تر است. هم چنین می توان قبل از پاسخ دادن به این سؤال ابتدا از او پرسید نظر خودت چیست؟

2- کودک چه نیاز ویژه ای دارد؟ برای پاسخ دادن به این سؤال از خود بپرسید آیا در وجود خدا شک کرده؟ آیا می خواهد مطمئن شود همیشه کسی هست که از او مواظبت کند؟ آیا می خواهد خوبی و خیر را بشناسد؟ آیا می خواهد منشأ الهامات خود را در خدا جستجو کند؟ بررسی این سؤالات کمک می کند تا پاسخی متناسب با سطح درک او بدهید.

خدای کودکان

خدا کجاست؟ کودکان احساس خاصی درباره ی خدا دارند. از نظر آن ها، خانه محلی برای سکونت، استراحت و بودن در کنار اعضای خانواده است و نوعی احساس آرامش و امنیت در آن ها ایجاد می کند؛ به این دلیل برای هر چیزی مکان ویژه ای قائل می شوند؛ مثلاً ممکن است از خود بپرسند؛ محل خواب خورشید کجاست؟ طبعاً این نوع سؤالات درباره ی خدا نیز مطرح می شود. در مورد محل زندگی خداوند دو پاسخ اساسی وجود دارد؛ عده ای می گویند خداوند در آسمان ها زندگی می کند. این باور، تأکید زیادی بر الوهیت و تقدس ماورایی خداوند دارد.

گروهی می گویند که خدا در همه جا حضور دارد. آن ها خدا را در رویش گل ها، جوشش چشمه و حتی انتخاب های خوب در زندگی انسان ها حاضر و ناظر می بینند و خدا را همواره همراه خود و نزدیک تر از رگ گردن به خویش می دانند. این باور تأکید زیادی بر همراه بودن خداوند و مراقبت دائمی او از ما دارد. در نگرش اخیر، خداوند وجودی است که همیشه با ما زندگی می کند و حتی نزدیک تر از یک عضو خانواده یا یک دوست محسوب می شود؛ با چنین دیدگاهی، خدا را به خاطر لطف و توجهی که به ما دارد شکر می گوییم.

طرح سؤال خدا کجاست با هر انگیزه ای که باشد، نیازمند این پاسخ است که خدا در همه جا حضور دارد. حالا در کجا می توانی خدا را ببینی؟ آیا قادر هستی او را به مکانی خاص محدود کنی و همان جا او را ببینی؟ قطعاً خیر.

آیا خدا می تواند مرا ببیند و سخنانم را بشنود؟ آن چه برای کودک مهم است، درک حضور خدا در ارتباط با خود و مشکلات شخصی اوست. احساس حضور خداوند، باعث تقویت وجدان کودکان می شود؛ تا حدی که حتی در نبود والدین خود هم به آن ها احترام بگذارند و در مورد تصمیم هایی که می گیرند، بیندیشند؛ از سوی دیگر، این احساس ممکن است باعث شود کودک همیشه خود را تحت نظارت بداند و از این بابت مضطرب و نگران شود؛ البته هر یک از این حالت ها بستگی به احساسی دارد که کودکان از حضور والدین خود دارند.

 نحوه ی برخورد والدین با اشتباهات فرزندشان، بروز یکی از دو حالت یاد شده را تقویت خواهد کرد؛ هم چنین می توانیم به کودک بگوییم که خدا می تواند دعاها، گریه ها، دم و بازدم ها، آوازها، ضربان قلب و حتی صدای راه رفتن مورچه ها را بشنود. او می تواند صدای رشد گیاهان، صدای حرکت سیاره ها، ستارگان و حتی افکار ما را بشنود. خدا می تواند تک تک ذرات خاک اعماق اقیانوس ها، آن سوی کره ی ماه، درون سر زنبور، تمام ستاره ها، تاریک ترین غارها، تمام حرف ها و کلمه هایی که در همه ی کتاب ها نوشته شده است، پنهانی ترین حرکت ها و کارها را ببیند. در هر مورد به کودک توضیح دهید که بینا و شنوا بودن خداوند، او را از هر موجود دیگری متمایز می کند و این توانایی و قدرت خداوند، چیز بسیار خوبی است.

شما خداوند را با كدام وی‍ژگی برای فرزند خود توصیف می كنید؟

نگرش معلم

برادر و خواهر معلم!

در حالی که فرصت ها چون ابر می گریزند تا بحال با طرح چند سؤال از خویش ابرهای بارور در گذر زمان را به باریدن و سیراب کردن ، واداشته ای تا در بارش زلال آن به "رویش" و "فلاح" برسی؟

که.... "که هستی ، چه می کنی ، برا ی که کار می کنی، چرا کار می کنی ، در کجا هستی ، به کجا می خواهی بروی ، به کجا رسیده ای و به کجا رسانده ای"؟!!

بگذار صمیمانه از تو بپرسم این سؤال را که راستی ((چرا معلم شده ای؟))

آیا در طلب یک کار به اصطلاح بی دردسر و با چند ماه تعطیلی با مزد و مواجب بوده ای؟ اگر چنین است در خویش تجدید نظر کن و مسئولیت خدایی و انسانیت را به خاطر آور ، که تو همانند یک کارمند اداره نیستی.

تو با انسان هایی سرو کار داری که بسیاری از مسائل زندگی شان را از تو می آموزند، اعمال و حرکت های تو را الگو قرار می دهند. بخش عظیمی از شخصیت شان را "حرف ها" و "رفتار تو" می سازد.

اگر فاسد باشی نسل هایی را فاسد کرده ای و اگر صالح باشی نسل ها را اصلاح کرده ای.

معمولا سؤال می شود که در کلاس چگونه باید بود؟ در حالی که سؤال مهمتر این است که

اساسا چرا باید معلم بود؟

ما تا نقش انسان در هستی را درک نکرده باشیم ، نقش معلم در کلاس را نخواهیم فهمید. تا چرا بودن انسان پاسخ نگیرد ، چگونه بودن او جواب نخواهد گرفت.

معلمی که بر اساس شناخت هایش عشق به کار یافت تحرک هم خواهد یافت و بنابراین کار اول من و تو این می شود که خود را بسازیم، زیرا دیگر سازی ممکن نیست تا خود سوزی صورت نگرفته باشد.

خود سازی نمی شود مگر این که انسان شهامت خودسوزی را بیابد و با دست توانای خویش شعله ای برافروزد، کثافت ها و آلودگی های وجودیش را بسوزاند و تولدی تازه بیابد.

افسوس که ما پیش از آنکه از آلودگی ها پاک شده باشیم بر خویش عطر پاشیده ایم و خویشتن را جز آنکه هستیم به دیگران معرفی کرده ایم. ما به جای آنکه رنگ خدا را گرفته باشیم ، به خدا رنگ زده ایم.

چگونه می خواهیم دیگران را بسازیم و از اسارت ها رها سازیم در حالی که هنوز خویش را نساخته ایم؟

ما که خود اسیریم چگونه سخن از آزاد کردن دیگران می گوییم؟!

* این پست برگرفته از کتاب تربیت کودک نوشته استاد علی صفائی حائری (عین.صاد) است که توصیه می کنم همکاران عزیز حتما یک بار آن را مطالعه بفرمایند.